مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )

486

غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )

و ديگر معانى بگويى و در آن كتابها تصنيف كنى و اوراق سياه كنى ، هيچ سودت ندارد ؛ تا بدان صفت ، موصوف نشوى . « 1 » و از حديث خرابات معناى متعارف فهم نكند . مثلًا هرگاه بخوانند اين بيت [ را ] : نظم هر كس به خرابات نشد ، بى دين است زيرا كه خرابات ، اصول دين است از اين خرابات ، خرابى صفات بشريت فهم كنند و متخلَّق به اخلاق الله شدن . چنان كه مىگويند : بيت خراباتى شدن ، از خود رهايى است خودى كفر است ، اگر خود پارسايى است و شرح فهم ايشان دراز بود و در اينكه هر كس در خور حوصلهء خود مىفهمد ، شكَّى نيست . چنانچه از قرص آفتاب ، عاشق را روى مطلوب در خاطر مىآيد و گرسنه را قرص نان ! نظم كسانى كه ايزد پرستى كنند به آواز دولاب « 2 » مستى كنند

--> « 1 » الف و ب : تا چند شنيدن صفت نيكو را جهدى كن تا خُلق شوى آن خو را هر كس به هوا مرغ تواند ديدن كو آنكه نهد دام و كند صيد او را در حاشيهء الف شعر به « سحابى نجفى عليه الرحمه » نسبت داده شده است . « 2 » دولاب : چرخ چاه .